بوميان ساکن ساحل درياچه ای در يک کشور آفريقايی صدها سال, نسل اندر نسل عمدتا از طريق ماهيگيری زندگی شان را ميگذراندند. درياچه مزبورچند هفته ای در سال به استراحتگاه بين راه مرغان دريايی مهاجر تبديل ميشد. از نيمه دوم قرن گذشته ميلادی درياچه به يک مکان توريستی تبديل شد. برای ساختن هتل و رستوران و... مرداب ها و نيزارهای بسياری خشک و درختان بسياری قطع گرديد. توريستهای زيادی از سراسردنيا به آنجا می آمدند,بويژه در چند هفته ای که پرندگان آنجا اتراق ميکردند. همه راضی بودند, توريستها, صاحبان هتلها و رستورانها و همچنين ساکنان بومی که علاوه بر درآمد ناشی از ماهيگيری پولی هم از طريق کار در اين هتلها و رستورانها نصيب شان ميشد. چند سالی همه چيز به خوبی گذشت, اما, به تدريج هر ساله از شمار پرندگانی که در درياچه و اطرافش اتراق ميکردند کم ميشد, و تعداد توريستها همچنين, چند سالی گذشت و شمار پرندگان به تعداد بسيار ناچيزی و شمار توريستها به صفر رسيد. اماکن توريستی بسته شدند و بوميان ماندند و کار ماهيگيری
ادامه مطلب...
ميليونها سال پيش دو قاره بزرگ بود. يکی قاره گواندوانا که شامل آمريکای جنوبی, استراليا, آفريقا و هندوستان ميشد و ديگری قاره اوراسيا شامل آمريکای شمالی, اروپا و آسيا. بين اين دو قاره دريای عظيم تتيس قرار داشت. پس از تغيير و تحولات در کره زمين و تشکيل اقيانوسها و قاره های جديد دريای تتيس هم از بين رفت. دريای سياه و آرال و خزر از بقايای آن دريای عطيم می باشند.
ادامه مطلب ...
بديهی است که نياکان ما در مقابل اين تجاوزات بيکار ننشسته, بلکه به دفاع از ميهن پرداختند. وگرنه با توجه به تعدد و گستردگی و ويژگی به شدت خشن و غارتگرانه تجاوزات و اشغالگريها, اگر مقاومتهای مردمی و جنبشهای استقلال طلبانه و ميهن پرستانه نبود, ايران هم چون بسياری از ممالک کاملا از نقشه جهان حذف می شد و يا مانند بسياری ديگر در مقابل اين چنين يورشهايی دچار دگرديسی ملی شده (همانند مصر, ترکيه, تونس...) و به صورت کشوری عرب يا ترک در می آمد
ادامه مطلب ...
بی بی استرآبادی يا بی بی خانم در سال 1274 ه.ق به دنيا آمد, پدر وی محمدباقرخان استرآبادی از بزرگان گرگان و مادرش خديجه خانم معروف به ملاباجی از نديمه های يکی از زنان ناصرالدين شاه (شکوه السلطنه) بود. خديجه خانم چنانکه از تخلصش (ملاباجی) پيداست يک نديمه معمولی که کارش فقط تر و خشک کردن باشد نبوده, بلکه زنی بود با سواد که در آن دوره (حتی در دربار شاهان) تعدادشان انگشت شمار بود. وی امر سوادآموزی کودکان دربار ناصری را به عهده داشت. بى بى خانم بيست و دو سالش بود که با موسى خان وزيرى از صاحت منصبان بريگاد قزاق ازدواج می کند که حاصل آن هفت فرزد بود, معروفترين شان کلنل علينقی وزيری موسيقی دان و پايه گذار هنرستان موسيقی و ارکستر ملی و حسن وزيری (نقاش) می باشند. بی بی در دوران نوجوانی و جوانی ضمن بهره مند شدن از درس های مادرش از امتياز بزرگ رفت آمد بين بيرون و حرمسرای شاه هم برخوردار بود. او با مشاهده وضعيت زنان چه در جامعه و چه در فضای بسته حرمسرا می ديد که هر دو گروه محبوس در تاريکخانه تنگ نظری و سودجويی مردسالاران, نه زندگی بلکه به گذران مشقت بار عمرشان مشغولند. در آن دوره زنان همچون بردگان از هيچ گونه حق و حقوقی برخوردار نبوده و حتی دختران خانواده های فقير خريد و فروش می شدند.
" در آن نوبت که بندد دست نيلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم ياد آوری يا نه
من از يادت نمی کاهم
ترا من چشم در راهم "
اين قطعه از " ترا من چشم در راهم" اثر خاطر پردرد کوهستان, نيما را به سوسن تسليمی و همه آنانی که به خاطر نامهربانيها "مجبور" به ترک ميهن شدند تقديم می کنم.
سوسن تسليمی هنرمند پرآوازه, نابغه تئاتر و سينمای ايران فرزند منيره و خسرو تسليمی به سال 1328 در رشت متولد شد. پدر و مادر وی نيز در کار تئاتر بوده و در رشت و تئاتر نوشين در تهران فعاليت ميکردند. سوسن در مورد والدين اش می گويد: پدر و مادرم هردو در آن زمان بازيگر تئاتر بودند, تئاتر گيلان, به خصوص در رشت خيلی زودتر از جاهای ديگر ايران شروع به کار کرد, و در رشت زن ها خيلی زود رفتند روی صحنه. منيره تسليمی در اولين فيلم سينمايی خود به نام مهتاب خونين جايزه بهترين بازيگر سال را در اولين جشنواره فيلم ايران دريافت کرده بود, جايزه ای که سوسن در پنج سالگی, پس از فوت مادر روی صحنه رفت و آن را دريافت کرد, يک گلدان نقره ای کنده کاری شده بود. سوسن تسليمی تنها پنج فيلم در ايران بازی کرد(هيچکدام اجازه نمايش نيافتند) اما همين پنج تا کافی بود تا نامش بعنوان بهترين بازيگر زن تازيخ سينمای ايران ثبت گردد. وی اکنون در سوئد بعنوان کارگردان و همچنين عضو هيات مديره انستيتو فيلم سوئد کار ميکند. برادر وی سيروس تسليمی نيز از هنرپيشگان خوب سينمای ايران می باشد.
ادامه مطلب...
